صد سال تنهایی
حاصل عمر گابریل گارسیاماکز در۱۵جمله اززبان خودش...
حاصل عمر گابریل گارسیاماکز در۱۵جمله اززبان خودش...
خسته ی ۲ صندلی داغ قبلی نباشید
و حالا سومین جلسه ی صندلی داغ با حضور اینجانب
"محمد ناصر اکبری"
اگه سوالی مد نظرتونه برای پاسخگویی حاضرم
به نام خدا...
اشتباه فرشتگان .
درويشي به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده ميشود .
پس از اندك زماني داد شيطان در مي آيد و رو به فرشتگان مي كند و مي گويد : جاسوس مي فرستيد به جهنم!؟
از روزي كه اين ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و جهنميان را هدايت مي كند و...
حال سخن درويشي كه به جهنم رفته بود اين چنين است: با چنان عشقي زندگي كن كه حتي بنا به تصادف اگر به جهنم افتادي خود شيطان تو را به بهشت باز گرداند
تعريفت از رفاقت چيه؟يادش بخير کوچيک که بودم بابام ميگفت:بچه جان رفيق خوب کيمياست.اون وقتا نميدونستم کيميا چيه؟فکر ميکردم بچه همسايمون رو ميگه.گفتم بابام ميگه حتما درسته ديگه واسه همين با کيميا دوست شدم فکر ميکردم ديگه خوش به حالم شده که رفيق خوب رو پيدا کردم تا روزي که سر عروسک کيميا دعوامون شد.گفت ازت بدم مياد گريم گرفت رفتم دويدم تو بغل بابام گفتم مگه تو نگفتي کيميا رفيق خوبيه؟خنديد تو صورتم.گفت بزرگتر که بشي ميفهمي کيميا يعني چي.بزرگتر شدم.تو کتاب خوندم کيميا ماده اي افسانه اي است که هر چيزي را تبديل به طلا ميکند.بازم معني حرف بابامو نفهميدم.رفيق چه ربطي به طلا داره؟اوج بچگي و شريمون بود.فکر ميکردم رفيق خوب کسيه که پايه باشه با هم از مدرسه در بريم بريم پارک سرسره بازي.تا اينکه يه روز ناظم گيرمون اورد.همه تقصيرارو انداختن گردن من.بازم گريم گرفت.بابام گفت هنوز نفهميدي چي بهت گفتم.بزرگتر شدم.گفتم ايندفعه ديگه رفيق خوب پيدا ميکنم.سه چهارتا بچه محل شدن رفيقاي خوبم.کل روز و شبمون با هم بوديم.به زور دسته جاروي مامان از هم جدا ميشديم.مامان بابا مون که دعواشون ميشد واسه هم تعريف ميکرديم.از زندگي اينده و بچه هامون واسه هم داستان ميبافتيم.باورم شده بود که ديگه بهترين رفيقاي دنيا رو دارم.ولي بازم اشتباه بود.از سردي رفتارشون بعد از عوض شدن مدرسه ها فهميدم که اشتباه بود.کم کم فهميدم منظور بابام چيه.کيميا افسانست واقعيت نداره.با خودم گفتم ديگه دنبال رفيق نميگردم.ديگه دنبال کسي نميگردم که يه قطره مرام ازش ببينم تا يه دريا به پاش بريزم.ولي امان از چشم سفيدي بشر.اولش نميخواستم باور کنم.ولي کم کم شک کردم که شايد اشتباه ميکنم.شايد رفيق خوب کيميا نباشه.کم کم از تو پيله دورم در اومدم.کسايي رو پيدا کردم که مثل خودم بودن.تشنه رفاقت.اروم و با احتياط به هم نزديک شديم.همديگرو تست کرديم.خيلي سخت بود که باور کنم.ولي باور کردم.بديه اينجور رفاقت اينکه حس ميکني هر لحظه امکان شکستنش هست کم کم که مطمان ميشي که نه اين يکي فرق داره دقيقا جايي که اصلا فکرشو نميکني ضربه اي ميخوري که...
اره رفيق حالا ميفهمم که رفيق خوب کيمياست پيدا نميشه ولي اگه پيدا بشه وجودتو طلايي ميکنه.ميترسم رفيق.ميترسم از روزي که به پسرم بگم بچه جان رفيق خوب کيمياست...
سلام دوستان..
این صندلی داغ باحضور:
"سحر باقری".
..پذیرای سوالات گرم تمامی دوستان هستیم..
جیزه نوشت :
از روز یکشنبه ۲.۲۵ ساعت ۰۰:۰۰ تا چهار شنبه ۲.۲۸ ساعت ۲۳:۵۹ سرکار خانم دکتر نماینده سحر باقری ،
و از روز پنج شنبه ۲.۲۹ ساعت ۰۰:۰۰ تا یکشنبه ۳.۱ ساعت ۲۳:۵۹ جناب آقای دکتر محمد ناصر اکبری بر روی صندلی داغ وب حاضر میشن و می تونید هر سوالی دارید ازشون بپرسید
تنها محدودیتی که می تونم ایجاد کنم اینه که نظرات رو تاییدی کنم . پس عاجزانه از همه تون تقاضا دارم به من و دوستانی که داوطلب میشن استرس وارد نکنید
صمیمانه سپاسگزارم
پیشنهاد نوشت :
اینجا برای طرفداران فیلم (مثه آقای طالبی) ممکنه جذاب باشه . توش کلکسیونی از اشتباهات جالب بازیگران یا عوامل پشت صحنه ی فیلم هست .
اگه دوست داشتید ببینیدش و اگه خوشتون اومد در ازاش برامون توی نظرات ، سایتای جالبی که دوست دارید رو در هر زمینه ای معرفی کنید تا ما هم ببینیم ...
باز هم صمیمانه سپاسگزارم
منت نوشت :
میخوام همینجا از جناب آقای دکتر فاضلی خواهش کنم به وب برگردن دیگه واقعاً نمی دونم چقدر بیشتر از این می خواید رومو زمین بندازید. کارم مستحق اینهمه مجازات نبودا !!!!![]()
خوش آمد نوشت :
چند نفر از دوستای گلمون تازگی ها به جمع وب پیوستن : مهسای عزیزم ، بهار عزیزم ، شیمای عزیزم ، زهرای عزیزم ، یگانه خزایی عزیزم ، مریم بیرانوند عزیزم . (خدایی اگه از عزیزمش فاکتور میگرفتم از ارزش کار کم میشد ) دوستان عزیز خیلی خیلی خوش اومدین امیدوارم تا پایان با ما باشید .
اعتراف نوشت :
مدتیه دیگه با تمام وجودم برای وب کار نمی کنم امیدوارم آدم شم
همین ...
آرزومند آرزو به دل مانده ترین آرزوهایتان