اخلاق

سلام دوستان 

وقتتون بخیر

برای امتحان اخلاق این لینک ها رو من دارم ولی نمیدونم آیا واقعا همین جزوه ی اصلیه و اینکه کامل هستن یا موارد بیشتری هم هست که باید بخونیم یا نه

 

دکتر زارعی       دکتر علمداران       دکتر درخشان       استاد فیض آبادی       دکتر موسوی       دکتر خواجه دلوئی       دکتر ساسان

 

تصویر سازی 1 !

تصویر سازی 2 !

 

با تشکر از کیوان عزیز

موید باشید :)

 

 

                                                                                           همین ...

                                                                                  آرزومند آرزو به دل مانده ترین آرزوهایتان

نمونه سوالات فارما

بچه ها اینا همون نمونه سوالای تو وبلاگ بچه های مهر هست که بخش آنتی بیوتیکش جدا شده همراه با جواب

 

با تشکر از دوست عزیز ورودی مهر که نخواست اسمش برده بشه !

 

                                      آنتی بیوتیک ها 

 

 

 

                                                                   همین ...

                                                         آرزومند آرزو به دل مانده ترین آرزوهایتان

انا لله و انا الیه راجعون

با خبر شدیم مادر بزرگ گرانقدر دوست و همکلاسی عزیزمون امیربهزاد باقری به رحمت خدا رفتن

از خدا برای صاحبان این عزا صبر مسئلت داریم ، ما رو هم در غمتون شریک بدونید .




                                                               همین ...

                                                      آرزومند آرزو به دل مانده ترین آرزوهایتان

یادش به خیر بماند ...

سلامی دوباره

این بشری که تو عکس مقابل می بینید، یکی از دوستای گل همکلاسیمونه که با شجاعت تمام قراره مهمان صندلی داغ آخر همین هفته باشه

 

تا چهارشنبه ۹ اسفند فرصت دارید تا حدس بزنید کیه ؟!

از بس قول دادیم و عمل نکردیم، همین الان با صراحت تمام می گم که پاسخ صحیح هیچ جایزه ای نداره  

من به شخصه بی نهایت شرمنده ام ...

بیاید دور هم حدس بزنیم و دیگه به مادیات گیر ندیم

 

الان جوابو بگید و :

شروع صندلی : چهارشنبه ۹ اسفند ساعت ۲۲:۰۰

و

 پایان صندلی : جمعه ۱۱ اسفند ساعت ۲۲:۰۰  

نکته ! برگزار شدن این صندلی در وبلاگ به خاطر تمایل شدید مهمان صندلیست وگرنه قطعاً باید در سایت باشه من به شخصه شدیداً عذرخواهم

 

 

                                                       همین ...

                                             آرزومند آرزو به دل مانده ترین آرزوهایتان

 

همین حالا

لطفاً انتهای پستو دوباره بخونید یه تغییراتی کرده !!!

 

نماینده ی خوبمون آقای احراری لطف کردن یه هاست و دامنه برای کلاس خریداری نمودن که با مدیریت محترم آقایان اصغریان و نمازی اداره خواهد شد.

تا چندی دیگر گروه بندی کلاسای عملی روی آدرس جدید گذاشته میشه.

لطفاً از این به بعد به جای مراجعه به وبلاگ به آدرس بسیار های کلاس زیر مراجعه نمایید :

 

 

                                 www.mums892.com         

 

 

 توجه توجه!

بچه ها جونم خواهش میکنم فقط یه بار دیگه بهم گوش بدین. راستش قبلاً که من این پستو گذاشتم سایت جدید یه مشکلی داشت که شما خودتون نمی تونستین به راحتی عضو شید اما الان این مشکل برطرف شده و شما می تونید با مراجعه به سایت در بخش عضویت به سلیقه ی خودتون برای خودتون نام کاربری بسازید... (ترجیحاً از سیستم های دانشکده برای عضویت استفاده نکنید)

بابت این تاخیر صمیمانه پوزش می طلبم  

 

 

                                                      همين ....

                                           آرزومند آرزو به دل مانده ترين آرزوهايتان

 

جسارت نباشه

از شدت درسخونی و جدی گرفتن دانشگاه که بگذریم، یکی از فاحش ترین تفاوت های بچه های ورودی مهر با بهمن در تمام سال ها اینه که بچه های بهمنی ۴ ماه بیشتر تو کف این مسئله می مونن که دانشگاه چجوریاست!!! (این نظریه رو خودم چشم بسته از غیب گفتما!) برخی که شاید بشه گفت کنجکاوترند، تو این مدت به دانشگاه های دوستاشون سر زدن تا جو بچه هاشونو ببینن . برای من نتیجه ی سر زدن به دانشگاه های تهران، خصوصاً از نوع آزادش، موجب شد یکی از عظیم ترین سوتی های دوره ی دانشجویی مو بدم:

یادمه تازه که وبلاگو راه انداخته بودیم، یه پست یک خطی گذاشتم که ببینم وب درست پست میگیره یا نه، از حواشی که بگذریم ناصر یکی از اولین افرادی بود که با اسم خودش کامنتید. منم که از همه جا بی خبر فکر می کردم مثلاً مام مثه بچه های واحد پیامبر اعظم ایم ، در نتیجه تو جوابش اسم کوچیکشو صدا کردم. یه مدتی گذشت به گوشم رسید که گویا بچه ها از این صدا کردن خوششون نیومده... حرف و حدیث پشتشه ...

من توهم میزدم که حل شدن این مسئله نیازمند زمانه اون موقع هنوز بهمن تموم نشده بود ... خب شاید ملت نتونن اسم کوچیک ۱۰۰ نفرو تو کمتر از ۱ ماه حفظ کنن ... قاعدتاً وقتی حفظ نباشن نمی تونن صدا کنن دیگه (دومین غیب گویی!)

یک ماه که سهله تاکنون بیش از ۱۸ ماه می گذره و هنوز هم ...

بعید می دونم هنوز حفظ نشده باشیم چون تا وقتی پشت سر طرف هستیم اسمشو خووووووب بلدیم !

فقط از طرف خودم حرف می زنم اما عقل سلیم می فهمه که اکثریت قریب به اتفاق همینطورن : اینجانب آرزو سنائی پور اعتراف می کنم تو یه جمع دخترونه چنین جمله ای به کار می برم : "کاوه امروز رفت با استاد راجع به غیبتا صحبت کرد" . اما اگه جلوی روشون باشم اینطوری می گم : "جناب بهرامی ممکنه لطفاً تشریف ببرید با استادا راجع به غیبتا صحبت کنید ؟"

چیزی که از آخرین صندلی داغ تا حالا تو فکرمه اینه که این کار ریا محسوب میشه یا احترام گذاشتن ؟

اصلاً نمی خوام و در حدی نیستم که فکری رو بهتون تحمیل کنم یا ازتون بخوام از این به بعد اینطوری رفتار کنید، فقط دارم نظرمو می گم (نظرات پرفیض شما هم در بخش کامنت ها روی چشمان من جای خواهند داشت!) : به نظر من جز در شرایطی که یک فرد با آدم اختلاف سنی خاص یا اختلاف رتبه ای خاص (از لحاظ علمی یا اجتماعی) داره، لزومی نداره حتماً با نام فامیلیش صداش کنیم!

یادمه اولین جلسه ی درس پربار کامپیوتر، دکتر تارا از یکی که نمی دونم کی بود پرسیدن می تونی هرچی که تو این کلاس هست رو تو ۲ تا گروه تقسیم بندی کنی؟ دانشجوی عزیز انسان بودن و شیء بودن رو فراموش کرد و جواب داد : دختر و پسر !!! یعنی تا این حد تو ذهنمون تفکیک جنسیتی رو تزریق کردن و ما پذیرفتیم و بعد انتظار داریم حکومت کلاسای درس دانشگاهو جدا نکنه...

شاعر می گه انسانم آرزوست ... نه انحصاراً دختر یا پسر بودن ...

بیایم چند ثانیه اینطوری فکر کنیم که ما همه با هم همکلاسی هستیم، فقط همین، فقط همین فکر بدون محدود کردنش موجب میشه همونطور که خیلی راحت دوستای هم جنسمونو به اسم صدا می کنیم، به همون راحتی غیرهم جنس هامونم با اسمشون صدا کنیم. غیر منطقی به نظر میاد؟

می دونم این پست ممکنه داد و بیداد راه بندازه ... یه جورایی مثه آخرین صندلی داغ که بعضیا صداشون در اومد اما انقدر جرئت نداشتن حرفشونو رک بزنن واسه همین می چپونن تو نیش و کنایه

می دونم یه جورایی تحول بزرگیه ، یعنی ذاتاً بزگ نیستا. تو خیلی از دانشگاه ها اصلاً جای بحث نداره. یعنی من از دوستم پرسیدم شما همه تون همدیگه رو به اسم کوچیک صدا می کنید ؟؟؟ -----> تا نیم ساعت داشت بهم می خندید!!! تو دانشکده ی ما چون سالها بدین منوال پیش رفته بیخودی بزرگ شده . حالا هم طوری شده که پذیرفتن این تغییر برای ما سخته. چون آدمی ثبات رو دوست داره، ثبات بهش احساس امنیت میده. این مسئله اصلاً چیزی نیست که کل کلاس با همدیگه تصمیم بگیریم یا رأی گیری کنیم که عملیش کنیم یا نه . مسلماً هرکسی برای خودش تصمیم میگیره که چطوری رفتار کنه . شاید خود منم در آستانه ی سال تحصیلی جدید به همون ریاکاری قبل ادامه بدم از حق نگذریم ثابت شده جهت جلوگیری از رسوایی باید همرنگ جامعه استتار کرد

شاید بعد از معضل سلام کردن، دومین معضل بزرگ دانشکده ی ما صدا زدن همدیگه باشه (تصور کنید یه دانشجوی ادبیات فارسی مثلاً تو فرانسه بیاد واسه تمرین خودش این پست منو بخونه آبرومون میره--->معضل دانشکده مون سلام و صدا کردن همدیگه ست !!!)

شاید خیلیامون تا حالا راجع به این مسئله فکر کرده باشیم اما زیاد بیان نشده حقیقتش، محرک من برای به زبون آوردنش این بود که به وضوح می بینم چقدر بچه های کلاسمون داریم از همدیگه دور می شیم انگار ... با هم که تعارف نداریم بهمن ۸۹ افتخار علمی دانشگاه نبود، بهمن ۸۹ دلش به این خوش بود که یه گروه گل و با معرفت و پایه و با جنبه داره که یه جورایی زبانزد خاص و عامه، یه شاخص خیلی ساده اش این که در طول ۳ ترم حدوداً ۱۷ صندلی داغ برگزار کردیم تا جایی که من اطلاع دارم آخرین رکورد برای بهمن ۸۸ بوده (گویا بهمنی ها همه این کاره ان ) اینا همه نشان از پایگی و جنبه ی بالای بچه هامون داره. اما انگار یه جورایی چشم خوردیم ... انقدر دور شدیم که ترم گذشته برای درس انقلاب که استاد کار گروهی ترتیب دادن و گروه ها طوری بود که دختر و پسر توأمان در یک گروه قرار داشتن (بگو استغفرا...) دوست عزیزم برگشت ازم پرسید : آرزو این پسره x رو می شناسی ؟

من : آره همون که این شکلیه دیگه (یه سری خصوصیات ظاهری)

گفت : آره اینو خودمم می دونم ولی باهاش هم گروه شدم نمی دونم حالا از کجا گیرش بیارم . اصلاً تا حالا باهاش یک کلمه هم صحبت نکردم . حالا برم چی بگم ؟؟؟ بدبخت شدم رفت !!!

وااااااااااای بر من ... ما انقدر از هم دوریم که واسه یه کار ساده ی درسی نمی تونیم همدیگه رو پیدا کنیم و با هم ارتباط برقرار کنیم .... کاش کمی صمیمی تر بودیم ...

شاید از دیدگاه محترم بعضیا، این بی چشم و رو دوباره پست جسورانه گذاشته، هرچند هرکسی اختیار کار خودشو داره اما واسه احترام به دیدگاه محترم شما عرض کنم خدمتتون که اولاً من عذر میخوام و بعد می تونید جهت آرامش اعصابتون به ابتدای هرکدام از جملات این پست ، یک عبارت "جسارت نباشه" بیافزایید.

پست بوی ترمکی میده ...

امیدوارم انتخاب واحد راحتی داشته باشید.

 

 

                                                           همین ...

                                                آرزومند آرزو به دل مانده ترین آرزوهایتان

حیف که بزرگ شد !

من : نمی ترسی؟

مهمان صندلی داغ : مگه قراره چه بلایی سرم بیارید نامردا؟

من :  . اوکی حالا. یه عکس بسند.

مهمان صندلی داغ : سندیدم.

من : این چیه آخه ؟ اگه از کل عکس فقط قسمت ابروهاشو ببری نشون یکی بدی که یه بار گذرا تو صف نونوایی دیده تت در جا تشخیص میده ... یه چی پیدا کن که تو یه سنی باشی که هنوز یاد نگرفته باشی ابروهاتو این شکلی کنی ...

مهمان صندلی داغ : غریزی بوده آخه !

نتیجه :

من : آخه این که نامردیه . دیگه خیلی کوچیکی ممکنه نتونن تشخیص بدنا ...

جهت راهنمایی :

سوال رایج کاربران : لااقل بگو دختره یا پسر ؟

پاسخ به سوالات رایج شما کاربران عزیز : نمی دونم  

صندلی داغ در هوای بسیار داغ تابستانی ...

زمان :

        سه شنبه : ۲۴/۵/۱۳۹۱

                     و

       چهارشنبه : ۲۵/۵/۱۳۹۱

 

نکته : جفت عکس ها مربوط به یک نفره!

جزءهاتونم بخونید لطفاً . اصلاً هم لازم نیست یکی به خودم بگه .

برنده به قید قرعه شارژ ایرانسل دریافت خواهد کرد اگرم سیمتون اعتباری نیست از کیسه تون رفته

خوش بگذره کلی...

 

 

                                                          همین ...

                                                آرزومند آرزو به دل مانده ترین آرزوهایتان

رمضان کریم II

توجه ! جزءها تمام شده با تشکر از همکاری تون. لطفاً تا ۲ روز قبل از عید فطر جزءهای خود را خوانده و در قسمت نظرات حتماً اطلاع دهید . سپاسگزارم.

اگه نرسیدین با تلویزیون بخونید اینجا یکی از آدرسایی هست که دانلود جزءها رو به تفکیک داره . 

شایعه شده مش رمضون سوار بر الاغ سفیدش شتابان به سوی بندگان گرمازده در حال حرکته

ببینم نکنه ناراحتید؟ ناسلامتی ماه ضیافت الهی ست

اگه موافق باشید امسالم ورودی عزیز به اتفاق همدیگه یه دور قرآن رو ختم کنیم

قوانین این ختم قرآن دقیقاً مثه پارساله . جهت یاد آوری به اینجا مراجعه کنید .

بسم ا...

جزء یکم : شیما حاجی شمسایی ----> خوانده شد.

جزء دوم : فرزانه آشور زاده ----> خوانده شد.

جزء سوم : آرزو سنائی پور ----> خوانده شد.

جزء چهارم : محمد اعتمادی ----> خوانده شد.

جزء پنجم : یه بنده ی گناهکار :( ----> خوانده شد. و ریحانه نقی زاده ----> خوانده شد.

جزء ششم : فرزانه آشورزاده ----> خوانده شد. و فاطمه ؟

جزء هفتم : افسانه محمودی ----> خوانده شد.

جزء هشتم : پریسا وداد ----> خوانده شد.

جزء نهم : زرین مشایخی ----> خوانده شد.

جزء دهم : کیوان توکلی -----> خوانده شد.

جزء یازدهم : سمیرا دشتی ----> خوانده شد.

جزء دوازدهم :شمیا حاجی شمسایی ----> خوانده شد. و خواهر سمیرایی ----> خوانده شد.

جزء سیزدهم : پوریا صفائیان ----> خوانده شد.

جزء چهاردهم : محمد ناصر اکبری ----> خوانده شد.

جزء پانزدهم : سمیه شریفی ----> خوانده شد.

جزء شانزدهم : محمد ناصر اکبری ----> خوانده شد.

جزء هفدهم : زینب باقری ----> خوانده شد.

جزء هیجدهم : پگاه صفری ----> خوانده شد.

جزء نوزدهم : بهاره مکوندی ----> خوانده شد.

جزء بیستم : علی عنایتی ----> خوانده شد.

جزء بیست و یکم : حسانه ایزدیار ----> خوانده شد.

جزء بیست و دوم : حمید قائمی خواه ----> خوانده شد.

جزء بیست و سوم : زهرا رجب پور ----> خوانده شد.

جزء بیست و چهارم : ثمینه جاذبی ----> خوانده شد.

جزء بیست و پنجم :حسانه ایزدیار ----> خوانده شد.

جزء بیست و ششم : امیر بهفروز ----> خوانده شد.

جزء بیست و هفتم : فریبا محمدی ----> خوانده شد.

جزء بیست و هشتم : امیر بهفروز ----> خوانده شد.

جزء بیست و نهم : نیلوفر صادقی ----> خوانده شد.

جزء سی ام : مجتبی اصغریان رضایی ----> خوانده شد.

 

قبول باشه ...

ممنونتونم که حمایت می کنید .

 

 

                                                        همین ...

                                             آرزومند آرزو به دل مانده ترین آرزوهایتان

انا لله و انا الیه راجعون

متاسفانه خبردار شدیم همکلاسی خوبمون مهلای عزیز مادر بزرگشونو از دست دادن

 

مهلا جان تسلیت میگیم ان شاءا... هر چی خاک اون مرحومه بقای عمر شما و خانواده ات باشه

 

روحش شاد و یادش گرامی ...

بهمن 89 برای دومین بار با افتخار تقدیم میکند !

                   چکیده ی کلاس reveiw امروز :

 

 

 

                            nut1

                            nut2

                            nut3

 

نظرات بازه اگه کسی نکته ای یادش اومد می تونه بگه .

با تشکر از همکاری همه ی دوستای گل.

 

 

                                                     همین ...

                                           آرزومند آرزو به دل مانده ترین آرزوهایتان

سلف

جهت امتحان شنبه بد نیست به آدرس های ذیل مراجعه فرمایید :

خلاصه کلاس مواد خوراکی!!!

اطلاعیه مهم

یه خلاصه دیگه

با تشکر و آرزوی موفقیت برای دوستان عزیز داروسازی ۸۸

 

 اینا تقریباً هموناست با این تفاوت که ایشالا قابل دانلودتره

سلف2 :)

وقتی رویه ی زشتیو به کسی نسبت میدن که در موردش صادق نیست تشویق میشه همون کار زشتو انجام بده تا وقتی بهش تهمت می زنن لااقل دلش نسوزه .

                                                                      همین ...

                                                            آرزومند آرزو به دل مانده ترین آرزوهایتان

غیبت کنید

قبل از هر چیز با افتخار تمام اعلام میکنم که در مرحله ی نهایی هفدهمین جشنواره ی قرآنی جناب آقای

       محمد اعتمادی

نفر اول حفظ ۱۰ جزء از کلام ا... مجید شدن

           *فتبارک الله احسن الخالقین*

جناب اعتمادی این موفقیت بزرگو صمیمانه به شما تبریک میگم و امیدوارم دست حق همیشه به همراهتون باشه  ...

از دکتر نوروزی در مورد بارم بندی امتحان سوال کردم که هر استاد چند نمره داره (جهت دانستن این مسئله که چی ارزش بیشتری واسه خوندن داره !!!) و ایشون جوابی دادن که عینشو براتون کپی زدم :

۵۰ درصد سوالات را اساتيد از مطالب خودشان طراحي خواهند کرد که بصورت 2 سوال براي هر جلسه درسي خواهد بود و نيمي ديگر از سوالات از کتاب کراس توسط اينجانب طبق مباحثي که در ابتداي ترم در برگه ليست درسها در اختيار قرار گرفت خواهد بود. در کل تعداد سوالات حدود52 سوال تستي خواهد بود.

حالا خودتون جواب سوال منو از پاسخ استاد برداشت نمایید ( در واقع مشکل من اینجاست که مگه دکتر نوروزی ۵۰٪ جلسات کلاس رو بر عهده داشتن که ۵۰٪ سوالات رو طرح نمایند آن هم از کراس عزیز دل ؟؟؟؟!!!! )

به هر حال جناب دکتر همین جا از سرعت عمل جنابعالی در پاسخ گویی به سوالات دانشجویان کمال سپاسگزاری را دارم .

 

بچه ها ارزشیابی اساتید یادتون نره پر کنید . این ترم دیگه از طریق پروتال نیست اما مثه اینکه قبل از پر کردنشم کارت ورود به جلسه رو نشون میده فقط یه کم طول میکشه لود شه شکیبایی پیشه فرمایید . حالا شما زحمتشو بکشید کار از محکم کاری عیب نمیکنه. انگار تا ۱۲ خرداد وقت داشته اما من خودم امروز دیدم که هنوز بازه . بر اساس تبلیغاتی که تو دانشکده زده شده از منزل هم میشه پر کرد اما تجربه ی دوستان اعلام کرد که تبلیغات همیشه هم صادق نیست حتی در محیط آموزشی . در هر صورت امیدوارم حالا که فرصتی جهت غیبت کردن از اساتید فراهم شده موفق بشید . دوستانی که واحد های معمول ترم ۳ رو دریافت کردن باید ۹ پرسشنامه پر کنند .

در به در دنبال دکتر فاضلم که به طور قطع بفرمایند چند نمره از مباحث شون تو امتحان میاد اگر موفق شدم نتیجه رو انتهای همین پست می ذارم . گهگاهی سر بزنید .

امتحان فیزیو :

به گفته ی دکتر نیازمند حدود ۷ نمره از مبحث گردش خون و باقی نمرات مربوط به مباحث دکتر بسکابادی است .

کلمه ی "ارزشیابی اساتید" در این پست لینک است . اگر روی آن کلیک کنید آدرس صفحه ای که باید در آن ارزشیابی را پر کنید می آید .

پیروز باشید ... .

                                                         همین ...

                                                آرزومند آرزو به دل مانده ترین آرزوهایتان

پاسخی بر سوالاتمون

اینم نتیجه ی اولین صندلی داغ وبمون با حضور اساتید، امیدوارم در میان ساعات سر و کله زدن با نوروی عزیز تر از جان بتونه لحظه ای از دنیای امتحانات و درس دورمون کنه و به زندگی ایده آل  برگردونه مون !!!

مقدمه ی استاد :

نشستن بر صندلی داغ و ساعاتی رو با دانشجویان عزیز گذراندن فارغ از دغدغه و بحث های رسمی کلاس نشاطی به روان انسان می بخشد که خاطره اش ماندگار است و مزید امتنان برای سازندگان این صندلی داغ که اگر در کنارش چند داغ دیگر هم بود حرارتش آتشین تر می نمود مثل چای داغ، شکلات داغ، پیتزای داغ و ...

جهت یافتن پاسخ سوالاتون به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

ادامه نوشته

کاری متفاوت !

 

خسته ی (به قول نماینده ی عزیزمون)  امتحان پرمطلب فیزیو نباشید . امیدوارم از نتایج هم راضی بوده باشید

سریع برم سر اصل مطلب مدت مدیدی هست که جهت افزایش اطلاعات و شناخت مون از اطرافیان و همچنین ایجاد تنوعی در وبلاگ تصمیم داشتم یه جور صندلی داغ با حضور اساتید برگزار کنم که با سوال از چند تن از خانم ها و آقایون از اقشار مختلف کلاس به این نتیجه رسیدم که عده ی کثیری از این ایده استقبال کردن .

و هم اکنون

صندلی داغ با حضور

جناب استاد

 

دکتر مهدی ابراهیمی

 

دوستان توجه کنید که نحوه ی برگزاری صندلی داغ این شکلیه که نظرات این پست روز یکشنبه باز میشه و شما هر سوالی دوست دارید می پرسید ( مرگ من دیگه لازم نیست بگم ولی خب حالا میگم دیگه با رعایت حدود لطفاً ) نظرات به مدت محدودی باز خواهد بود . اگر احیاناً احساس بشه که دوستان از حدود و این حرفا خارج شدن از 2 نفر از بچه های کلاس خواهش میکنیم که سوالات رو از یه فیلتر خیلی کوچولو رد کنن ( باتمام وجودم دلم نمیخواد آزادی بیانتون سلب بشه اما این بار دیگه استاده واقعاً شوخی بردار نیست . بازم شرمنده .) بعد من سوالاتو مینویسم میدم به آقای دکتر ایشون جواباشونو مینویسن منم تایپ میکنم و میذارم رو وب . این پروسه یه مدتی ممکنه به طول بینجامد اما شکیبایی دوستان گلم به بنده اثبات شده است

من وقتی داشتم از دکتر درخواست میکردم که بپذیرن گفتم حدود 20-30 سوال اما فکر میکنم شاید تا 50 تا هم جا داشته باشه حالا شما بپرسید ما هم همه رو تحویل میدیم دیگه این بستگی به کرم جناب استاد داره که چقدر سخاوت به خرج بدن و برامون زمان بذارن البته لطف و کرم ایشونم که در جریان هستید کم نظیره ...

این شما و این

 

دکتر مهدی ابراهیمی

 

 

آماده ی پاسخگویی به شما دانشجویان ....

 

 

                                                                       همین ...

                                                            آرزومند آرزو به دل مانده ترین آرزوهایتان

به جان جسد سالن تشریح، من یک محجبه ام !

اینگونه برایم تعریف کرد :

با افتخار وارد سالن شدم در و دیوار پر بود از عکس های خانم های محجبه ای که عمیقاً لبخند رضایت بر لب داشتند . چهره ی هیچ انسان زنده ای به وضوح قابل رویت نبود، آقایان در پناه ریش و سبیل انبوهی مستتر شده بودند و خانم ها پوشیه بر رو داشتند . تنها چهره ی قابل تشخیص مربوط به رهبران کبیر انقلاب اسلامی بود که عکسشان در دو سوی سالن نصب شده . همیشه برام سوال بود اگه انقلاب ما ۳ تا رهبر داشت اصل تقارن در سالن های کنفرانس و ... چطوری رعایت میشد ؟

اسمم خونده شد ، رفتم روی سن میخواستن لوح تقدیر دانشجوی محجب برترو بهم تقدیم کنن که لرزشی روی بازم حس کردم . اونی که صبحا بدون در زدن وارد اتاق میشه بهاره اس . آخه خواب خوش صبحگاهی منو زنگ موبایل و اینا که بیدار نمی کنه .

من برنده ی جایزه ی دختر محجبه ی برتر نبودم

من همونیم که نمی فهمم چرا وقتی پیامبر اسلام می فرمایند :   " لباس سفید بپوشید که پاک  تر و پاکیزه تر است "  ، تو تنها وقتی موجهی که مشکی به تن داشته باشی ؟

من نمی فهمم اگه منِ دختر باید تن بپوشانم ، مو بپوشانم آن پسر هم باید چشم بپوشاند .  اما چرا من برای نپوشاندنم مواخذه می شوم ولی او راست راست قدم میزند ؟ چه کاریست؟ یا همه را مواخذه  کنید یا همه را به حال خود بگذارید .

من نمی فهمم که چرا جمع کثیری از ملت به جنس مونث در جامعه خیره میشوند و چشم برنمی دارند ، از پیر و جوون گرفته تا با ایمان و بی ایمان و نیز مسئولان و دانشجویان و ... و تفاوتی ندارد ، با هر پوششی که باشی ...

یه دختر بیش از هر کسی "هیز بودن" رو احساس میکنه . میخوام از دختر خانمای گلمون بپرسم تا حالا نشده تو حرم زیر لب بهتون تیکه بندازن؟ یا زیر سنگینی نگاه یه مرد از خجالت آب بشی تا حدی که شک کنی نکنه عریانم که طرف چشم بردار نیست؟ اونجا که دیگه آرایشی وجود نداره ، اونجا که دیگه همه حجاب برتر سرشونه . اما قلبی که مریضه به کار خودش ادامه میده و هرگز دیده نشده که موجودیت 2 پایی به علت چشم چرونی محاکمه بشه .

قانون گزاران ما رساله ی توضیح المسائل رو باز میکنن و درک می کنن که زن باید در ساده ترین صورت ممکن باشه اما همون جا می بندنش و دیگه ادامه نمی دن که مذکران هم باید حداقل ته ریش داشته باشن ، شاید واقعاً عده ی کثیری باشن که ندونن اینکه مرد صورتشو با تیغ اصلاح کنه حــــــــــــرامه نه مکروه .

هرگز دیده نشده که پسری به علت عدم رعایت اسلام مورد تهدید واقع بشه . هرگز دیده نشده پسرو ببرن ساختمون قریشی بگن یا ریش میذاری یا از دانشگاه اخراج میشی. اما برای دختر هست .

" ترس از تهدید شدن به خاطر ظاهر"   اون چیزیه که شاید 50 % دختران این دانشکده ی حوزه سان همواره هنگام ورود بهش تو دلشون دارن .

هر کسی نظر شخصی خاص خودشو داره و نظر هر کسی برای خودش و احتمالاً دیگران بسیار محترمه تجربه ی شخصی من نشون داد که این تحمیلِ حجاب ، ذاتِ من نوعی رو نه تنها تغییر نداد بلکه به فردی کاملاً عقده ای تبدیل کرد .

می گن کسی که بتونه وارد  دوره ی راهنمایی بشه قطعاً مشکلات ذهنی نداره .

یه روز احساس کردم به عنوان یه فردِ عاقلِ بالغِ دانشجوی پزشکی ، دچار عقب موندگی ذهنی نیستم واسه همین به نظرم اومد که می تونم در مورد یکی از ساده ترین انتخابای زندگیم یعنی ظاهرِ خودم ، خودم تصمیم بگیرم :

آرایشم 15 دقیقه طول میکشید، لباسی که اندازه ام بود می پوشیدم ، موهای سرم مشخص بود فقط از جلو

اما در اشتباه محض بودم، انگار حالاحالا ها قرار نبود بهم حق انتخاب و تصمیم گیری بدن . ظاهری بهم تحمیل شد که تنها نتیجه اش این بود :

وقتی برای خودمم و جدای از این محدودیت ها آرایشم 1 ساعت طول بکشه، موهام از همه جهت پیدا باشه و کلاً برام مهم نباشه اصلاً شالی رو سرم هست یانه ، آهنگو با صدای خیلی بلند گوش بدم . همون "سلام" ،معضل بزرگ ترم 1 ، که بهش کلی تاکید شده من می ترسم به سرپرست خوابگاه بگم

همه جا محدودیت پشت محدودیت باعث میشه تو خیابون پشت چراغ قرمز تنها مکان امنی باشه که بتونم به چهره ام برسم و ملت اطرافم با تعجب بهم خیره می شن که عجب دختر جلف و بی خانمانیه

خودِ منم تا وقتی که آزادی عمل داشتم تمام این رفتارها رو جلف می دونستم اما از وقتی محدود شدم، خودم در درون به یکی از همون جلف ها پیوستم. اعتراف میکنم که اون کم حجاب خیلی پاک تر و با ایمان تر از این با حجابِ ظاهریه

یه بار همکلاسی عزیزمون تو پستش به مطلب قابل تاملی اشاره کرد که مضمونش این بود :

خدا با تمام خدا بودنش گفت : ای آدم ، ای حوا میوه ی این درخت بر شما ممنوعه اما دورش حصار و سیم خار دار نکشید . صرفاً خوب و بد رو معرفی کرد و بقیه اشو به خرد خود انسان واگذار کرد . اما اونایی که بر مانظارت دارن گویا از خدا هم خداترند . برای همه ی ما تصمیم واحد میگیرند به خیال اینکه داریم هدایت میشیم . اما در نظر نمی گیرن که انسان ها با هم تفاوت های فردی دارن . تیپ دکتر حقیر طوریه که صورتی که هر روز شیو بشه بهشون میاد اما خب لباسی که دکتر ابراهیمی می پوشن با داشتن محاسن ست میشه اینا همه در حالیه که همه مون می دونیم هر دو این افراد کاملاً با کمالات و فضیلت و دانشِ بسیار قابل احترام و تحسین برانگیزی هستن و حقیقتاً تنشون به جـــــــــــــــــــانشون شریفه نه همین لباس زیباست ...

اینجا پایان صحبتاش بود  جوابی نداشتم که بهش بدم فقط گفتم :

به امید روزی که دست از سر این پوسته ی دین بردارن و هرکس خودش برای خودش تصمیم بگیره

پی نوشت: تو پست یه جورایی اشاره شده که عده ی  کثیری از آقایون و نه همه گاهی به طرز بدی نگاه می کنن این یعنی عده ی قلیلی هم هستن که نرمالن دیگه . پس به شخصیتی توهین نشده شما هم با وجدان خودت قضاوت کن اگه به نظرت نرمالی که خدا رو شکر اگر نه که هر جور راحتی. از اونجایی که پیشگیری به از درمان است باید بگم اگه کسی بیاد بگه به من توهین کردی این یعنی خودش قبول داره که خودشم آره دیگه ... .  امیدوارم از دستم ناراحت نشده باشید .

عکسای ادامه مطلب براتون نا آشنا نخواهد بود .

 

 

                                                              همین ...

                                                   آرزومند آرزو به دل مانده ترین آرزوهایتان

ادامه نوشته

:(

متاسفانه جناب آقای ثابتی به دلیل یک سری مسائل شخصی قادر به ادامه دادن برنامه ی صندلی داغ نبودند

به امید اینکه با تعادل سازی تعاملات سوال کننده ها و پاسخ دهنده های عزیز و همچنین با پذیرش تفاوت های فردی دیگر شاهد چنین اتفاق ناخوشایندی نباشیم .

 

 

                                                           همین ...

                                                آرزومند آرزو به دل مانده ترین آرزوهایتان

تبعیض جنسیتی :(

اینجانب

در پایتخت معنوی ایران، مشهد مقدس،

در دانشکده ای درس میخوانم

که

خجسته میلاد امام حسن عسگری(ع)، امام شیعیان، (و نه صرفاً دختران  ) را

جشن میگیرند ...

درحالی که آقایان حق حضور ندارند ...  

سوالی بنیادی برایم پیش آمده  ... : آیا این موجوداتی که من ۱ سال به همراهشان سر یک کلاس درس نشسته ام اینقدر لولو خرخره و خطرناک بوده اند و ما خبر نداریم ؟؟؟؟

 

الان فهمیدم از خصوصیات پست کوتاه اینه که وقتی میگی "همین" ، تو دلت از مخاطبت خجالت   نمی کشی .

 

                                                           همین ...

                                                آرزومند آرزو به دل مانده ترین آرزوهایتان

 

آنتی تاول

این بچه ها رو دیدین یه دندون در میارن بعد همه اش به همه نشونش میدن ؟؟؟

مثلاً اینو نگاه کنید :

خاله فدای دو تا سنترال پایینت

این شخصیت شخیص دندون دار قراره

چهارشنبه و پنج شنبه یعنی ۱۰ و ۱۱ اسفند 

مهمون صندلی داغ بمون باشه  

 

 

 

نظرتون راجع به دومین شخصیت هفته چیه؟ ایناهاش :

یعنی چشماش با الانش مو نمیزنه 

از فردا می تونیم با دلیل کاملاً موجهی تو چشای هم زل بزنیم تا این شخصیت ها رو کشف کنیم

 

ایشونم ایشالا قراره

جمعه ۱۲.۱۲ و شنبه ۱۲.۱۳

صندلی داغ وبمونو حسااابی گرم کنن . 

بشتابید بشتابید ببینم کی دقیق تر می تونه تشخیص بده اینا کین

پاسخ همزمان با شروع صندلی داغ روشن میشه

و جایزه هم متعاقباً اهدا خواهد شد

 

 

                                                            همین ...

                                                  آرزومند آرزو به دل مانده ترین آرزوهایتان

ثندلیداق

حلول ترم جدید بر هم کلاسی های گل جوینده ی علم و دانش مبارک !!!

دهه ی فجر نیز !

و اکنون فجر آفرینان عزیز در این هفته :

آقای

 

                        رضا محمودی

 

چهارشنبه و پنج شنبه ، ۱۹ و ۲۰ بهمن

 

و

خانم

 

                  شیما شمسایی

جمعه و شنبه ، ۲۱ و ۲۲ بهمن

 

دوستان گل لطفاً همکاری کنید تا درسا هنوز قیافه شون سخته و حقیقتاً به سختیش نرسیدیم ۲ سری صندلی داغ برگزار کنیم که دلمان بسی تنگ است برایش

سری دومش هم ایشالا ۲ هفته دیگه اعلام میشه

 

 

                                                            همین ...

                                                 آرزومند آرزو به دل مانده ترین آرزوهایتان

به بهانه ی دومین اش

یکی از استعدادهای خدادادی ایزد متعال به اینجانب تشخیص هویته !!!

تصور کنید شخصی رو میبینم بعد همینطوری ظاهری احساس میکنم یه ویژگی + یا - خاصی داره بعد از یه مدتی که بهتر شناختمش متوجه می شم تشخیص اولیه ام ۱۸۰ درجه متفاوت از حقیقت امره .

بذارید از بین کلاس خودمون که می شناسیم ۲ تا مثال کوچیک بزنم :

مثلاً اوایل فکر میکردم ریحانه (آ) خیلی دختر از خود راضی و مغروری باشه ، خلاصه خیلی خودشو بگیره و به کسی محل نده و اینا ... ولی تازه اواسط ترم ۲ به این نتیجه رسیدم که اصلاً اینطور نیست و اتفاقاً خیلیم خونگرم و مهربونه

یا همین آقای رضوی به طور مثال ، اولین باری که ایشونو دیدم دقیقاً تفکراتم این بود :

آخی این طفلک فکر کنم ضریب هوشی پائینی داره .

 احتمالاً یه ۷-۸-۱۰ سالی پشت کنکور مونده آخرم خدا از دست نذر و نیازاش خسته شده به زور چپوندتش بین پزشکی ها ....

حالا اینجور آدما به این راحتیا فارغ التحصیل نمی شن که . از ماکسیمم زمانی که می تونن تو دانشگاه باشن ( که اگه اشتباه نکنم برای رشته ی ما ۱۰ ساله ) استفاده می کنن و در نهایت یه جوری ناپلئونی پاس می کنن می ره دیگه ....!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

[ البته الان فهمیدم این توصیفات وضع کنونی خودمه !  ]

...

...

...

...

فکر نکنید در این حدم راضی شدما تا آخر زندگی طرفو خوندم ...!!! .... در حالی که امروز همه مون می دونیم که ایشون یکی از برجسته ترین و معدودترین چهره های علمی کلاس مونن که همه بهشون افتخار می کنیم .

۱ سال از همکلاسی بودنمون گذشت ، ۱ سال پیش این موقع نسبت به دانشجو شدنمون رشته مون ، دانشکده مون ، مشهد ، همکلاسی هامون و ... چه حسی داشتین ؟ تا الان چقدرش تغییر کرده ؟ +تر شده یا -تر ؟

به هر حال خدا رو شکر میکنم که خدا این فرصت ۱ ساله رو بهمون داد تا به شناخت بهتری از هم برسیم .

یکی از مسائلی که تو زندگی خیلی غصه اشو خوردم  ، " ورودی بهمن بودن " بود !!!

خب جو درس منو فرا گرفته بود حس میکردم ۱ ترم از دنیا عقبم عمق فاجعه وقتی پدیدار شد که وارد ترم ۲ شدیم . از اونجایی که بر خلاف عرف و باور عموم مهر بود اما ما ترم ۲ بودیم یعنی ترم زوج در پاسخگویی به جامعه دچار مشکل می شدیم . ملت ازم می پرسیدن سال چندی ؟

اگه می گفتم سال اول ،

اِ اِ اِ اِ اِ اِ  پس ترمکی به سلامتی .... !!!!  ( می بینید تو رو خدا اینه اجر کسی که خودشو کشته تا از ترمکی به سالکی تبدیل شه  )

اگرم می گفتم سال دومم انتظار داشتن ترم ۳ باشم بعد نظریه می دادن که معلوم نیس ۱ ترم مرخصی گرفتی ؟ حذف ترم کردی ؟ ۲ بار پشت هم مشروط شدی ؟ چی شده که ۱ ترم عقب افتادی تابلوئه اصن

خلاصه سخت بود توضیح اینکه بابا ما واقعاً ترم بهمن برای اولین بار وارد مکان مقدس دانشگاه شدیم به خدا ... در نهایتم هرجور بود دید منفی داشتن که داره مثه .. دروغ میگه اصن به نظر نمیاد دانشگاه قبول شده باشه ...  

اما امروز با تمام این حرف ها به ورودی مون ، کلاس متحدمون و هم کلاسی هامون با تمام وجود افتخار میکنم و عاشق این " عضوی از بهمن ۸۹ بودن " ام 

امید دارم ۶ سال باقیمونده رو هم به همین زیبایی دور هم باشیم ....

 

 

                                           همین ...

                                آرزومند آرزو به دل مانده ترین آرزوهایتان

 

ادامه نوشته

خون و خون سازی

خون و خون سازی

 

 

موید باشید...

یک دهه آینده

رمز مطلب ۵ رقم آخر شماره حسانه.
ادامه نوشته

توضیحات

جهت رفاه حال دانشجویان عزیز و نمونه به علت تجمع متراکم دروس بافت و آناتومی (خدایی کسی هست جز این ۲ تا درس دیگه ای هم بخونه ؟؟؟) صندلی داغ امشب به تاریخ زیر موکول شد :

چهارشنبه ۴/۸

و

پنج شنبه  ۵/۸

 

جزواتی که دوستان گل نماینده آپ میکنن حدود ۱ هفته بعد در صفحه ی مخصوص جزوه بایگانی میشه جهت دسترسی به جزوات قدیمی تر ستون سمت چپ وب در قسمت "لینک دوستان" به مورد "جزوات" مراجعه فرمایید .

 

                                            موید باشید.

 

 

                                          همین ...

                                آرزومند آرزو به دل مانده ترین آرزوهایتان

معدل ی !

اگه براتون جدید نیست خب تقصیر من چیه تحمل کنید ...

حدس میزنید عکس زیر چیه ؟ 

 

 

 

برای اینکه از صحت گمان تون مطلع بشین لطفاً بادامه اید مطلب را . :

 

ادامه نوشته

بیوانا !

سلام !

دوستان عزیزی که آناتومی با دکتر سازگار دارن هر از چند گاهی به وب سر بزنید ممکنه بخشی از درس روی وب باشه بازم من سعی میکنم سر کلاس هم اطلاع رسانی کنم

نخندینا ولی اوایل که وب کلاسو راه انداخته بودم یه شب خواب دیدم یه استادی اومده تو وب کامنت گذاشته بعد که بیدار شدم به خودم خندیدم و گفتم مگر اینکه تو خواب ببینی   اما چندی پیش در کمال ناباوری دکتر سازگار بهم فرمودن که بهشون اکانت نویسندگی وبمونو بدم

هم کلاسی های گل و بامعرفت می دونم خیلی جاها بوده که کلاً جمع کلاس اخلاق و جنبه رو در حد کمال به همدیگه ثابت کردیم اما میخوام یه کوچولو یاد آوری کنم حالا که دکتر سازگارم به میزکار دسترسی دارن اگه ممکنه همه با هم یه اپسیلون بیشتر آبرو داری کنیم  

یک دنیا ممنونتونم .

لینک زیر مربوط به اسلاید های جلسه ی اول بیوشیمی دکتر سوختانلو هست می تونید دانلود کنید .

شرمنده که حجمش رو کم نکردم اما الانم زیر ۴ دقیقه وقت می بره

از اینکه شکیبایی به خرج میدین سپاسگزارم

(دانلود فایل)

نویسنده های گلی که از خدمتشون مرخص شدیم . ممنونم از این مدت همکاریتون و امیدوارم همیشه سالم و موفق باشید . و جناب توکلی به جمع نویسنده ها خوش اومدین  

در مورد صندلی داغ باید اعتراف کنم دیگه خسته شدم از بس به هر کی گفتم رد کرد . آقا دیگه هر کی مرد میدونه بیاد داوطلبه شه بسم ا... . خودش اعلام کنه (فکر کن ۱٪ یکی بیاد خودش بگه . مگر اینکه تو خواب ببینم  )

موفق باشید .

 

 

                                        همین ...

                              آرزومند آرزو به دل مانده ترین آرزوهایتان

غرغرو ها بیرون!

سلام !

امیدوارم همگی تونسته باشید با خیال راحت انتخاب واحدتونو انجام بدین . 

عجب دلی دارم من : اقیانوس اطلس ! واقعاً برای تمام بچه های کلاسمون تنگه

از اینکه ختم قرآن رو اینقدر خوب حمایت کردین بی نهایت سپاسگزارم

و در نهایت عید سعید فطر رو به همه دوستان عزیز تبریک میگم .

 

اینجا میخواستم عکس بذارم . نشد

 

حالا بریم سراغ چند تا اطلاع رسانی ...

ادامه نوشته

حکمت سرنوشت

دوست دارم درد دل کنم ، اما نه دوست دارم دلداری بشنوم و نه سوالی رو جواب بدم همینه علت بسته بودن نظرات این پست .

ممنونتونم که میشنویدم :

متاسفانه توی زندگیم تنها زمان هایی صبر پیشه کردم که راه دیگه ای جز صبر نداشتم . واسه همین هیچ وقت یاد نگرفتم چطور میشه صبور بود ...

گاهی واسه رسیدن به چیزی بسیار صبر میکنم ... کیلومترها رو به خاطرش با سختی طی میکنم ... تا مرز تحلیل رفتن ... ولی درست در چند قدمی اون ... از دستش میدم

اون وقته که حس میکنم اگه همین الان بمیرم "حسرت به دل" از دنیا رفتم

 

 

 

وابستگی رو چطور معنا میکنید ؟  :

نیاز به داشتن مداوم ؟

نیاز به حس مالکیت ۱۰۰٪ ؟

نیاز به شنیدنش هر روز؟

به دیدنش؟

به دریافت محبت خالصانه اش ؟

به اینکه حتی یک ثانیه نداشتنش رو حتی نتونی تصور کنی چه برسه تجربه ؟

در هر حال و در هر معنا از کودکی آموخته ایم وابسته نباشیم ... زیرا که وابستگی همان اعتیاد است و اعتیاد چیز بدی است ... خانمان سوز است !!!

 

 

کاش همیشه اون چیزی که به صلاح آدمه همونی می بود که آدم خودش دوست داره براش اتفاق بیفته ...

کاش آدم هم خدا و هم خرما رو یک جا داشت !

کاش خدا حکمت تصمیماتی که واسه سرنوشتمون میگیره رو همون اول بهمون میگفت و خلاص ...

شدیداً به دعایتان نیازمندم .  لطفاً به خدا بگید بهم صبر بده تا چیزی که به صلاحمه رو بتونم تحمل کنم ...

 

مدیریت نوشت : آمارگیرو دیگه کی پرونده ؟

شرمنده بابت چند روز سکوت در وب

برای گفتن پاره ای از توضیحات مجدداً به زودی آپ خواهم کرد . علی الحساب بدانید بالاخره صندلی داغ هفته ی آینده جور شده .

آقای اعتمادی قصد دارید جزء تونو بخونید ؟

 

 

                                           همین ...

                                آرزومند آرزو به دل مانده ترین آرزوهایتان

سوال پیچون

سری دوم صنلی داغ تابستانی :

یکشنبه ۲۳ مرداد                             و                           دوشنبه ۲۴ مرداد

   با :

 

                                     ریحانه نقی زاده

 

سه شنبه ۲۵ مرداد                          و                           چهارشنبه ۲۶ مرداد

  با :

 

                         کاوه بهرامی

جهت برابری حقوق خانم ها و آقایان به این نتیجه رسیدم که یه با دخترا اول یه بار پسرا

ممنون که استقبال می کنید .

جسارت نباشه ها یه چند وقتیه یه سوالی تو ذهنم بی جواب مونده : آخه ما کی باشیم که راجع به دیگران نظر بدیم.

 

 

 

                                            همین ...

                                  آرزومند آرزو به دل مانده ترین آرزوهایتان

انا لله و انا الیه راجعون 2

متسفانه خبردار شدیم پدر بزرگ محترم خانم آناهیتا گلاب زاده به ملکوت اعلی پیوستن ...

درگذشت پدر بزرگ گرامیتان را تسلیت عرض نموده .

برای بازماندگان محترم از خداوند منان آرزوی سلامتی مسئلت می نماییم .

رمضان کریم

سلام

تشنه ی روزای بلند تابستون نباشید

                    رمضان مبارک

 

میخواستم اگه خدا بخواد و شما هم همکاری کنید توی ماه مبارک یه دور دسته جمعی قرآن رو ختم کنیم . هر کسی دوست داره هر جزئی که میخواد رو تو نظرات بگه تا براش بذاریم . فقط دقت کنید که جزئی که انتخاب میکنید رو قبلاً کسی بر نداشته باشه ...

قانون این ختم قرآن اینه که هرکسی جزئی رو که برداشته باید تا ۲ روز قبل از عید فطر بخونه و وقتی تموم شد تو وب اعلام کنه تا جلوی اسمش بنویسم این قانون فقط به خاطر اینه که اگه احیاناً کسی نتونست جزء مربوط به خودشو تموم کنه بقیه به جاش بخونن

ایشالا تا قبل از اتمام ماه مبارک برسیم یک بار قرآن رو ختم کنیم ...

بسم الله ...

جزء یکم   : محمد حافظ اعتمادی . ----> خوانده شد.        

جزء دوم   : آرزو سنائی پور.----> خوانده شد .

جزء سوم   : ریحانه نقی زاده .----> خوانده شد .

جزء  چهارم   : کیوان توکلی.حمیدقائمی خواه.----خوانده شد

جزء پنجم   : ایمان نمازی .----> خوانده شد.

جزء ششم   : حسانه ایزدیار . ----> خوانده شد .

جزء هفتم   : کیوان توکلی .----> خوانده شد.

جزء هشتم   :حسانه ایزدیار .----> خوانده شد .

جزء نهم   : زرین مشایخی .----> خوانده شد.

جزء دهم   : حمید قائمی خواه .----> خوانده شد.

جزء یازدهم   : بهاره مکوندی .----> خوانده شد.

جزء دوازدهم   : پوریا صفائیان و سحر باقری.----> خوانده شد .

جزء سیزدهم   : محمد ناصر اکبری .---->خوانده شد.

جزء چهاردهم   : مهران رحیمی پور .----> خوانده شد.

جزء پانزدهم   : زهرا سیستانی نژاد .----> خوانده شد.

جزء شانزدهم   : زینب باقری . ----> خوانده شد .

جزء هفدهم   : امیر حسین طالبی .----> خوانده شد.

جزء هجدهم   : پگاه صفری .----> خوانده شد.

جزء نوزدهم   :باشتنی ازبچه های بینایی سنجی .----> خوانده شد .

جزء بیستم   : شیما شمسایی .----> خوانده شد .

جزء بیست و یکم   : علیزضا بخشی و الف . ---->خوانده شد .

جزء بیست و دوم   : سمیه شریفی .----> خوانده شد.

جزء بیست و سوم   : کاوه بهرامی . ----> خوانده شد.

جزء بیست و چهارم   : وحید توکلی .----> خوانده شد.

جزء بیست و پنجم   :علی عنایتی .----> خوانده شد.

جزء بیست و ششم   : نیلوفر صادقی .----> خوانده شد .

جزء بیست و هفتم   : فریبا محمدی و افسانه محمودی.----> خوانده شد.

جزء بیست و هشتم   : سمیرا دشتی .----> خوانده شد.

جزء بیست و نهم   :امیر بهفروز . و یه بنده خدا که از شما نیست! .----> خوانده شد.

جزء سی ام   : مجتبی اصغریان. ---->خوانده شد .

 

 

در نهایت باید بگم اگه دوست داشتید معنی فارسی شم بخونید و هر قسمتی که روتون تاثیر گذاشت یا به نظرتون جالب اومد تو قسمت نظرات بنویسید تا بقیه هم بهره مند بشن

امیدوارم استقبال کنید ...

در مورد صندلی داغ :

اول اینکه از همه ی دوستان عزیز هم کلاسی متشکرم که حمایت کردین

و یه خسته نباشید ویژه به آقای قائمی عزیز و بهاره ی عزیز که با حوصله و دقت ! به سوالا جواب دادن.

دوم اینکه اگه موافق باشید یه هفته در میون برگزارش کنیم و تو روزایی که صندلی داغ نداریم نویسنده ها پستاشونو آپ کنن . اینطوری در طول تابستون ۴ دختر و ۴ پسر رو صندلی قرار میگیرن ... بازم هر چی رای و نظر جمع باشه .

۲ خواهش دیگه هم که بینابین نظرات گفتم ممکنه برخی ندیده باشن :

۱. لطفاً در هر کامنت نهایتاً ۲ سوال بپرسید آخه جواب دادن کامنتای طولانی خیلی سخته .

۲. کسایی که با نام مستعار کامنت میذارید یا صرفاً میخونیدش خواهش میکنم یه ابراز وجود کوچولو با اسم واقعی تون کنید که یه آمار کلی از تعداد نفراتی که طرفدار صندلی داغ اند داشته باشیم .

 

ادامه مطلب هم که طبق معمول غرغره اما ایندفعه فقط مربوط به یه افراد خاصیه ...

 

 

                                             همین ...

                                  آرزومند آرزو به دل مانده ترین آرزوهایتان