به یاد جاویدمردصدای ایران
به نظر ميرسد نه تنها در موسيقي بلكه در تمامي عرصه هاي ديگر بيش از انكه سختي در كار هنر يا متخصص باشد انسان بودن براي همه دشوارتر است و باز در همه عرصه هاي اجتماعي كمتر انسان ازاده اي مي يابيد كه براي وطنش حاضر به هزينه دادن باشد و فروغي از همين جنس اين انسانهاست او چنين شخصيت جسوري دارد و در اجراهاي خود در زمان قبل از انقلاب ايران براي بازگو عقايد و اراي خود اين را نشان داده است اينكه از مخالفتش با حكومت استبداد ميخواند .
از هنرمند بودن انسان بودن مهمتر است و در انسان بودن ازاديخواه بودن بسيار مهمتر و ازادي را براي همه خواستن اما دشوارترين راه انساني است چرا كه لغزشي در اين راه كژراهه اي است به سوي مستبد شدن.
فروغي و فرهاد هر دو مظاهر خوانندگان روشنفكر دهه 50 ايرانند اما به راستي چنين مظهري شدن كار ساده ايست ؟ ايا تنها جنس صدا كفايت ميكرد ؟ يا هوشي صد چندان و فكر ازاد انديشي قوي طلب مينمود ؟ آري جنس صدايش كافي نبود كه او را چنين ازاد انديش بار بياورد چيز ديگري ميطبيد كه فروغي چنين هوشياري را درارا يود .
بر خلاف فرهاد فروغي تا پايان عمرش فرصت انتشار البوم و اجراي كنسرت در تهران را نيافت حتي پس از مرگش هم البومي از او منتشر نشد اما جوانترهاي نسل سومي بعد از انقلاب هم او را ميشناسند و در ميان انها فروغي از جايگاه خوبي برخوردار است . به قول دوستي ميگفت حتي اگر صداي فروغي براي كسي جالب نباشد سرنوشت او به عنوان يك هنرمند و انسان در انزوا قرار گرفته براي هر انساندوستي تاثر برانگيز است .

نميدانم چند سال ديگر خواهد گذشت كه نام فروغي در ميان مردم باشد و نامي از او در جايي نبرند اما انروز كه براي فروغي از سوي يك نهاد بزرگرداشت و همايش برپا شود خواهد رسيد .
خيلي ها با فروغي عاشق شدند و عاشق ماندند پاك شدند و پاك ماندند ذهن را به جلو راندند خوشه هاي ستارگان را باور كردند ستاره را ديدند دريا را هم و فروغي رفت كه انها با باور دريا و ستاره بمانند و از او بياموزند كه بر ماندنشان استوار بمانند و ترانه
هايش را در كوه با صداي بلند بخوانند فروغي رفت تا مظهر يك انسان تنهاي هميشه عاشق باشد ولذت روياهايش را و تنهايش را با ديگران قسمت كرده باشد او خواست بگويد در پنجه تقديري اسير امده است اما تقدير او بر ان بود كه شمع باشد و روشني بخش جانهايي باشد كه با اشعارش زندگي ميكنند و خواهند كرد جواني بسياري با اشعارش و صدايش گذشت و جواني بسياري نيز خواهد گذشت هنوز جوانهاي قديمي صدايش را در ذهن مرور ميكنند ازادي بي پايان كلامش را و مسلم بدانيد كه جوانان امروز در سالهاي بعد چنين خواهند كرد انها كه اين روزها صداي ترانه هايش را در كوه بر ميافرازند . هنوز گاهي در ماشينهاي در حال حركت خيابان صداي فروغي به گوش ميرسد تنها بود و تنها رفت و در قريه اي كه هميشه از ان خوانده بود خفت تا مردي باشد با ارمانهايي از دست رفته از سر تقدير اما پايبند و استوار به ارمانهايش براي هميشه .
روحش شاد و قرين رحمت درگاه باريتعالي باد
وبلاگ رسمی استاد