پارادايم
حالا چه ربطي داره به پست من؟
اين دفعه ميخوام با يه تغيير تاکتيک کوچولو به بررسي پاراديم فرصت شناسي از ديدگاه خودتون بپردازم.
چه جوري؟اين جوري:
اگه يه روز که از همه ي عالم وآدم خسته شديد و دلتون ميخواد همين جور زارزار گريه کنين...و بعد بزنيد به کوه و کمر و دشت و چمن...ولي يهو پاتون گير کنه به يه چيزيو بخوريد زمين بعد پاشيد و درحالي که به زمين و زمان ناسزا ميگيد اون شيئ خاکي رو در بياريد تا پرتش کنين يه ور ديگه...امااااااااااا
صبر کن صبر کن..
اااااااا اين که چراغ جادو هست...سريع روش رو با يه گوشه ي آستينتون پاک ميکنيد يه دفعه مه همه جا رو ميگيره و بعد از چند لحظه يه آدم کچل که فقط يه خورده مو وسط سرش داره ظاهر ميشه و ميگه:
در خدمتتان هستم سرورم...شما ميتوانيد سه آرزو کنيد سرورم...
خب حالا نوبت شماست سرورم
....سوال:
دوستان!توي ذهنتون يه همچين چيزيو تصور کنيد و بعدپاسخ اين سوال رو توي قسمت نظرات بنويسيد:
اگه توي يه همچين موقعيتي قرار بگيريد و فرصت سه آرزو داشته باشيد،چه آرزوهايي ميکنين؟
(اين آرزوها ميتونه واسه خودتون،دوستتون و از همه مهتر يکيش حتما واسه کلاس خودمون باشه)
فقط خواشا يه جوري جواب بديد که کسي ازتون دلگير نشه
ممنون![]()
یه چیز دیگه. نظرتون راجع به گذاشتن یه پست تحت عنوان"صندلی داغ"چیه؟منظورم اینه که یه نفر داوطلب بشه و در یه روز و یه ساعت خاص که از قبل تعیین میشه چند نفر از اون سوال کنن سوالای مختلف.به نظر جالب میاد واسه شروع هم خودم داوطلب میشم.فقط چند پرسشگر میخواد.کسی هست؟؟؟![]()
![]()
![]()