خاستگاه حماسی ایران(2)

به اینجا رسیدیم که جم دختر کورنگ را به زنی گرفت و از این پیوند دودمانی پدید آمد که بعدها رستم پهلوان داستانی از آن دودمان زاییده شد...جم سرانجام به سرزمین چین رفت اما در آنجا بدست مردان دهاک گرفتار آمد و وی را با اره دو نیم کردند...
هنگامی که عمال دهاک کوشیدند تا آخرین پسر کاوه را گرفتار سازند وی مردم رابر دهاک بشورانید و پیش بندچرمیش را که هنگام کار می بست بر نیزه کرد و این پیش بند پرچم استقلال ایران بود و با نام درفش کاویانی تا هنگام سقوط دولت ساسانی بدست اعراب پرچم ملی ایران باقی ماند...
سرانجام تراتئون(فریدون)از نوادگان جم را که شبانی او را در کوهها بزرگ کرده بود به شاهی برداشتند...وی فرماندهی بخشی ازسپاه را که کاوه برای برانداختن دهاک گرد آورده بود به خود او سپرد و نوادگان کاوه در اصفهان یکی از بزرگترین خاندان های امپراطوری ساسانی بودند... دهاک در بابل گرفتارگردید و او را درکوه دماوند دربند کردند...
تراتئون 3پسر داشت:سلم، تور و ایرج...و مملکت خویش میان این 3پسر بخش کرد...شهرهای روم بهره سلم گشت...تور سرزمین های ترکستان و چین را یافت(ازنام تور اصطلاح توران پدیدامد که به سرزمینهای شمال جیحون اطلاق میشد)و ایران به ایرج رسید....
ایرج بدست تور کشته امد.پس از مرگ ایرج یکی از همسران وی دختری زایید که چون بالید و قدبرافراشت وی را به زنی پشنگpesheng جوانی از دودمان شاهی دادند و از او پسری پدید آمدکه اورا منوچهر(منوش چیترmanus-chithar)نام کردند...فریدون پس از انکه پادشاهی رابه منوچهر سپرد در آرامش از جهان درگذشت...
منوچهر به کندن بسترهای دو رود سند و فرات فرمان داد و همه نهرهایی را که از دجله جدا میشدند به فرات پیوند داد...گویند که او نخستین باغها را پدید آورد...در پادشاهی منوچهر خاندان بزرگ تیولداری که رستم پهلوان از آن بوجود آمد پدیدار می گردد...
یکی از نوادگان جم و دختر شاه کابل (گرشاسب) پدر نریمان بود . نریمان خود ، پدر سام و سام نیز پسری به نام زال داشت که پدر رستم بود...
این زال به هنگام تولد ، موهای سپید داشت...
منوچهر فرمانروایی سرزمین نیمروز را به زال سپرد...

شاهزاده ی جوان به رودابه ، دخت مهراب ، شاه کابل دل باخت...
مهراب از نوادگان دهاک بود...از این پیوند کودکی به نام رستم زاییده شد...
او مانند هرکول یا گارگانتوا پهلوانی با نیروی شگفت آور بود...نام وی برگرفته از رستهم (rostahm) و رتستهم (rotastahm) است که صفت takhma به معنی زورمند بود...
و سپس نوذر که نامش (نئوتر ، naotar)احتمالا به معنی ( جوان) است. به گفته ی مولف مجمل التواریخ هشت ماه و به روایت فردوسی چهارسال پادشاهی کرد...در جنگی که میان افراسیاب و نوذر برخاست، شاه ایران گرفتار آمد و افراسیاب که دشمن اجدادی ایران بود به کشتن وی فرمان داد...
پس از نوذر ، اوزو uzava(زو ، zav)نوه ی ...
ادامه دارد...
ما شکست نخورده ایم (همچون شکست دربرابر مغول و عرب) ما خود را باخته ایم دربرابر غرب! این ترسناک است...
براتون دل عیسی ، اندیشه ی سقراط و دست قیصر رو آرزومندم...