سوپ داری یا نه؟
بعد کلی کلنجار رفتن با خودش بالاخره راهی رستوران میشه و به صاحب رستوران میگه:
ـ ببخشید یه ظرف سوپ می خوام..عجله دارم...
ـ سلام..آماده نداریم...باید منتطر بمونین..یکم طول می کشه...اشکال که نداره؟ 
ـ نه..منتطر می مونم
همین که میاد میشینه چشمش به یه یارو می افته که داره سیگار می کشه و جلوش یه ظرف سوپه....از همون سوپا.......یهو یه فکری به ذهنش میرسه....

میره جلو به اقای سیگاری میگه:
ـ ببخشید سوپ من تا سیگار شما تموم بشه حاضره..میشه من سوپ شما رو بخورم و شما سوپ منو؟؟؟

ـ بله.....میشه
ـ واااااااااااای خیلی ممنون

ظرف سوپو یجا سر می کشه...........اما........
وقتی به ته ظرف میرسه می بینه یه مارمولک خشک شده ته ظرفه....
حالش بهم میخوره و همه سوپایی که خورده بالا میاره


ـ رو می کنه به اقا سیگاری و میگه:
ـ تهش یه مارمولک بوووووووووووووووووووود
اقاهه در کمال خونسردی یه نگاهه بهش می ندازه و میگه:
ـ چه جالب , تو هم دیدیش ؟؟؟



!!!
![]()
![]()
![]()
گرفتی چی شد؟؟؟ ![]()
شماهم اگرنظری داشتید دریغ نفرمایید!
زیر چتر خدای مهربون
تاسلامی دیگر..