فکر میکنی در ذهن یه پسر بچه ی 7 ساله چه چیزهایی ممکن است بگنجد؟بازی؟مدرسه؟تفریح؟پارک؟مامانش؟...

منم همین طور فکر میکردم و به بی دغدغه بودن دنیای بچه ها حسرت می خوردم!

ابن فکر ها تو سرم بود تا همین دیروز که با محمد آشنا شدم

اون هم 7 سال دارد ولی حتی نمی تونی تصور کنی به چه چیزهایی می اندیشد!!

محمد چند وقت پیش یکی از کلیه هاشو از دست داد. یه بچه ی 7 ساله رو تصور کن که مدام یه جای خالیه یه کلیه اش فکر میکنه!! و به این فکر میکنه که چقدر تفاوت با بچه های دیگه داره!!!

اما فقط این نیس!!!!!!!!

کلیه ی دیگه ی محمد هم تازگی دچار عفونت شده!!! و 50% کارایی اش رو از دست داده!!!خانواده ی محمد از پس هزینه های درمان اون بر نمیان!!!

حالا میتونی یه پسر بچه رو تصور کنی که به زندگی بدون کلیه فکر میکنه؟؟؟

 مطمئنآ حتی نمیدونه کلیه به چه دردش میخوره اما قطعآ میدونه اگه کلیه اش نباشه مامانشو باباشو همه س کسا و چیزایی که دوس داره رو دیگه نخواهد دید!!!!!!!

اگه محمد زودتر درمان نشه به کودکی تبدیل میشه که هرروز به دستگاه دیالیز فکر میکنه!!!به دنیایی بدون بازی!بدون شادی و بدون جست وخیز!!!!

یه کودک 7 ساله با این همه مشکل نمی تونه به چیز دیگه ای فکر کنه! من و تو چطور؟؟؟؟